بغض این روزهایمـــــ ... آسمانیـــــ می خواهد... به وُسعتـــــ ِ دستان ِ تـــــوُ ...

دوست دارم همه چیز در همین شب خلاصه بشه
سالهاست که انتظار می کشم فقط انتظار...
شاید سهم من از این دنیا فقط انتظار است
انتظار داشتن یک قلب
همه جا سکوت است فقط صدای قلبم است که ایا تو می شنوی؟
نمی دانم شاید صدای قلبم برایت تکراری شده
دیگر چیزی از من باقی نمانده
برس بدادم چون صدای شکستن خود را می شنوم
خدایا چرا حق من از این دنیا یک قلب مهربون نیست
شاید من لیاقت آن را ندارم
خدایا عاجزانه از تو میخواهم مهر من را در دل آن قلب مهربون بیفکن

ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


